چرا ما قربانی افراد دروغگو یا نادرست می‌شویم؟

 brt3203_pict1

مقاله ای در تارنمای روانشناسی‌ امروز(Psychology Today) نوشته خانم دکتر آنیتا کلی جلب نظرم کرد. عنوان: چرا ما قربانی افراد دروغگو یا نادرست می‌شویم؟ فقط خود عنوان باعث شد که روی این مقاله تامل کنم چون من هم مثل بسیاری از شما قربانی و یا گرفتار مکر و حیله این افراد دروغ گو شده ام‌ ;افرادی که با شما رفت و آمد میکنند و به راحتی‌ به شما پشت کرده‌ دروغ میگویند‌ خیانت میکنند‌ و باعث سلب آرامش و اعتماد شما میشوند. البته این افراد خصوصیت شخصیتی خاصی‌ دارند که ایشان را از بقیه متمایز می‌کند و آشنایی‌ با این ویژگی‌ های شخصیتی کمک می‌کند که به دام این افراد نیفتیم.

این خصوصیت عبارتند از: خود شیفتگی‌, خودداری از بروز عواطف‌ ,نداشتن حس همدلی با دیگران‌ ,دماغ سربالا‌ و دو رو بودن به معنی‌ واقعی‌ کلمه. دورویی یعنی‌ با شما آنجوری هستند که در غیاب شما نیستند و برعکس. بودن در کنار این افراد برای فردی درستکار, همدل‌ و راستگو به گونه ای کم کم تبدیل به حسی بد و عذاب میشود. اگر شما با این افراد در تماس بوده اید و از خود پرسش می‌کنید: من چه کردم که این فرد با من چنین رفتار کند, این مقاله به شما کمک می‌کند که متفاوت به این موضوع بنگرید.

کنار این افراد خود شیفته که راحت به شما خیانت میکنند و آن را انکار‌, شما مدت ها بوده که حس عجیبی‌ داشته اید‌. اگر به این تجربه نگاه کنید به یاد میاورید که در کنار این افراد دروغ گو شما حسی مثل حس ناامنی‌, حس از خود بیگانه بودن‌ و حس این که در کنار این افراد نمیدانید که چگونه رفتار کنید. حس اینکه چرا من هر چه تلاش می‌کنم نمیتوانم این فرد را بهتر بشناسم.‌ چگونه است که در کنار این فرد هیچوقت حس خوبی‌ ندارم و اضطراب به من دست میدهد.‌ بلی افرادی نادرست‌ ,دروغگو‌ و خیانت کار این چنین انرژی و حسی از خود انعکاس میدهند و اگر فرد مقابل هوش هیجانی داشته باشد میتواند خود را از گزند این افراد بیشتر حفاظت کند.

این افراد که میتوانند به شما دروغ بگویند و خیانت کنند عموما دارای یک خصوصیت شخصیتی خاصی‌ هستند که فرد درست کار و به قول ایشان ساده را میتواند جذب کند. از لباس پوشیدن‌, معصوم وار رفتار کردن‌ اخلاقی‌ و منطقی‌ رفتار کردن ,جلب توجه کردن‌, همرنگ شدن با ارزش های شما‌, از دوستی‌ تند و بدون حریم و یا شکستن حریم و چهارچوب به بهانه دوست داشتن شما .و پس از این همه به دلیل نگرفتن توجه شدید که این افراد نیاز دارند‌ تمایل به سؤ استفاده و استفاده از امکانات شما شروع میشود. 
از درخواست پول‌ امکانات‌ وقت‌ حوصله‌‌‌ و انرژی شما گرفته تا ورود به حریم های دیگر شما. فرد خودشیفته فکر می‌کند که مرکز دنیا است و چون به قولی‌ ایشان مورد بی‌توجهی عاطفی در دوران کودکی قرار گرفته و یا توجه زیادی‌- در این مقطع در رابطه خود با شما توقع توجه زیاد دارد. و از آنجا که این فرد دیگران را مثل خود دروغ گو می‌بیند وبه محبت هیچ کس اعتمادی ندارد‌ در نهایت ضربه خود را میزند و پشت کردن به همه ارزش هایی‌ می‌کند که برای ایشان از آغاز مهم هم نبوده. فرد درست کاری که در این میان به قولی به اون نارو زده شده حس می‌کند که به ایشان دروغ گفته شده,به وی خیانت شده میماند با یک دنیا پرسش و حس گناه که چرا من همه چیز رابه پای این فرد ریختم و این چنین نتیجه گرفتم. این افراد خودشیفته پس از مدتی‌ که تاریخ مصرف دوستی‌ با دیگران تمام میشود خود را نشان میدهند. از آ‌نجایی که این افراد همیشه نیاز دارند که مرکز توجه باشند و خیلی‌ خاص قلمداد شوند وقتی‌ که دیگران به دلیل مشغولیت های زندگی‌ وقت کمتری برای ایشان میگذارید‌ جنگ شروع میشود. 

یکی‌ از دلیل اصلی‌ همه طلاق ها و جدایی ها همیشه همین بوده و هست: “تو برای من وقت نمیگذاری؟” البته وقت گذاشتن و احترام به نیاز های دیگری یک وظیفه و اصل مهم در نگاه داشتن یک رابطه است‌ ولی‌ فرد خودشیفته تمایلی به زحمت به خود برای کمک به حفظ رابطه ندارد و از برداشتن قدمی‌ خودداری می‌کند چون ایشان قدرت همدلی و صداقت ندارد. یا باید ایشان در جایگاه توجه مطلق باشد و یا اگر اینگونه نباشد هر آنچه در چنته دارد بروز میدهد.

 
Poran Poregbal, MA, RSW, RCC

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *