وقتي كودكي در مقام قرباني قرار مي گيرد

 
 
وقتي كودكي در مقام قرباني قرار مي گيرد
 
 
شايد بتوان گفت يكي إز أحساس هاي عمده كودك در چنين موقعيتي،  ترس إز مورد سرزنش واقع شدن و إحساس گناه است. والدين نيز در مقام مراقبت كننده ، إحساس تقصير مي كنند. گاه ديده شده براي دفاع إز خود در برابر سنگيني واقعه، دست به إنكار مي زنند. بايد گفت كه اين اشتباه هيچكدام إز أين دو نيست. تنها ادم مقصر در أينجا تجاوزگر است. هنگامي كه در جلسات درمان، فرد به اين نقطه إز بينش دست پيدا مي كند، خشم جايگزين حس سرزنش و گناه مي شود و بعد إز ان فرد وارد فاز ديگري إز درمان خواهد شد تا به كمك درمانگر،  أسيب وارد شده را التئام بخشد 
 گاه سنگيني واقعه براي والدين سبب مي شود كه إز فرزند خود دوري كنند. انگار با اين كار، سعي در إنكار و فراموشي  واقعيت دردناك
دارند.اين والدين با ديدن كودكشان دائماً اين مساله را در ذهن خود مرور مي كنند، كه انگار بايد به او ياد مي دادند كه چگونه إز خود دفاع كند يا
اين كه به او نسبت به چنين اتفاقاتي هشدار مي دادند
مشاور و يا رواندرمانگر مي تواند درباره بسياري إز إحساس هاي متفاوتي كه اين كودك و يا خانواده او ، ممكن است بعد إز  تجاوز يا سوء استفاده با ان روبه رو شوند، به انها كمك كند. 
گاه اين قربانيان براي التئام خود إز أسيب وارد شده در دوران كودكي، سألها بعد، در دوره بزرگسالي به درمانگر مراجعه مي كنند و تا مدتها اين درد را به صورت إحساس هاي بلوكه شده اي إز إنكار، خشم و گناه و تقصير حمل مي كنند كه با علايمي از قبيل اضطراب و افسردگي در انها نمايان مي شود
اگر بخواهيم عميقتر به اين مساله بپردازيم، بايد بگوييم، كودكان نياز به إحساس تعلق و مورد پذيرش واقع شدن دارند. شايد بتوان گفت، هر فردي براي اينكه بتواند در جهان با خود و ديگران كنار بيايد، نياز به حس تعلق و مورد پذيرش واقع شدن دارد. گاه همين نياز كار شما را براي نه گفتن سخت مي كند و وقتي فردي إز شما كارهايي را مي خواهد كه براي شما خوب نيست، براي به دست أوردن اين حس، علي رغم تمايل خود، دست به إنجام ان كار مي زنيد. اين مساله به خصوص در مواردي مشاهده مي شود كه كودك از طرف اعضاي خانواده و يا نزديكان مورد سوء استفاده قرار گرفته است. علاوه بر اين، مي توان گفت اين فرايند به همين صورت در روابط بزرگسالاني نيز كه نقش قرباني را در رابطه ها إيفا مي كنند، قابل تشخيص و مشاهده است كه گاه ، فرد بزگسال نيز إز اسارت در چنين فرايندي اگاه نيست و همچنان به تعبيري به پروژه قرباني شدن آدامه مي دهد
زندگي كودك هميشه پيش بيني پذير يا امن نيست. همه والدين و خانواده ها كار خوبي در تربيت بچه هايشان إنجام نمي دهند. سوء استفاده إز درون خانواده، بيش إز حد براي كودك سنگين و أسيب زننده است چرا كه خائنين به او، همان كساني هستند كه كودك براي أمنيت و حفاظت خود به انها وأبسته است و حالا كودك براي أمنيت و حفاظت خود بايد جاي ديگري را جستجو كند 
 
                        
                                                                                                            نيلوفر رايگان
0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *